![]() |
![]() |
|
| پرسه های یک ولگرد... |
|
بعضی وقتها زندگی شورش رو در میاره ...یعنی همه چی تو همه چی گره می خوره ... یعنی اصلا دنیا هیچ جوری بهت راه نمیده ... زندگی میشه قفل قفل قفل....نمیدونم تا حالا چند بار با این حالت مواجه شدین ولی حالت خیلی مزخرفیه...
ولی بعضی وقتها همه چی نا خودآگاه جفت و جور میشه ... همه چی درست از آب در میاد و دنیا کلی برات حال پخش می کنه... از اون که بگذریم گاهی اوقات شانسهای بزرگی برات پیش میاد ... من چندان به شانس اعتقاد ندارم ولی ... اگه یه روز برات یه شانس خوب پیش اومد دو دستی بچسبش و از دستش نده.... |
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم دی 1385ساعت 4:52 بعد از ظهر توسط يك دپرسه زن... |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
خوبا اغلب خودشون خودشون رو میکشن/ تا خلاص شن/اونائی ام که می مونن/ اصلا درست نمی فهمن/ چرا همه/ می خوان/ از دستشون/ خلاص شن.
( چارلز بوکوفسکی) |
| پیوندها |
|
دکتر فکوهی فواد خاكنژاد احمد طالبي مجتبی بیات دکتر عباس کاظمی زهرا مينايي هادي دوست محمدي كورش عموئي قورقور ساجده زارع پور سلمان سعادت طلب سودابه |
|
RSS
|