![]() |
![]() |
|
| پرسه های یک ولگرد... |
|
امتحانات تمام شد.امروز شنبه و اولین روز بعد از امتحانات است. همه دانشجوها رفته اند و دانشکده خالی است. فضای خالی ما را یاد چه چیزی می اندازد؟ . وقتی به نیمکت های خالی نگاه می کنی . به بوفه که هیچکس در آن نیست که چای بخورد و سایه درختان که هیچکس نیست که زیر آن دمی بیاساید و ... و من که دیگه چقدر دارم رمانتیک می نویسم!!!
آره ... دانشکده خالیه . بر و بچه ها رفتن خونه هاشون تا استراحت و کنن و یه ترم دیگه بیان و تو دانشکده کار کنن. منم از سر بی کاری نشستم توی سایت و دارم وبلاگ سیاه می کنم. توی سایت برای اولین بار جای نشستن به حد کافی وجود داره!!! ( قابل توجه دوستان اهل چت ) ولی چقدر توی این روزهای خالی دل آدم می گیره...دوستات رو نمی بینی تا باهم بگین و بخندین ... چایی بخورین و پشت سر استادا غیبت کنین .... دوران دانشجویی هم دوران قشنگیه ها...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 10:16 قبل از ظهر توسط يك دپرسه زن... |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
خوبا اغلب خودشون خودشون رو میکشن/ تا خلاص شن/اونائی ام که می مونن/ اصلا درست نمی فهمن/ چرا همه/ می خوان/ از دستشون/ خلاص شن.
( چارلز بوکوفسکی) |
| پیوندها |
|
دکتر فکوهی فواد خاكنژاد احمد طالبي مجتبی بیات دکتر عباس کاظمی زهرا مينايي هادي دوست محمدي كورش عموئي قورقور ساجده زارع پور سلمان سعادت طلب سودابه |
|
RSS
|