تبليغاتX
در هر حال از دست رفته ايم....
پرسه های یک ولگرد...
امتحانات تمام شد.امروز شنبه و اولین روز بعد از امتحانات است. همه دانشجوها رفته اند و دانشکده خالی است. فضای خالی ما را یاد چه چیزی می اندازد؟ . وقتی به نیمکت های خالی نگاه می کنی . به بوفه که هیچکس در آن نیست که چای بخورد و سایه درختان که هیچکس نیست که زیر آن دمی بیاساید و ... و من که دیگه چقدر دارم رمانتیک می نویسم!!!

آره ... دانشکده خالیه . بر و بچه ها رفتن خونه هاشون تا استراحت و کنن و یه ترم دیگه بیان و تو دانشکده کار کنن.

منم از سر بی کاری نشستم توی سایت و دارم وبلاگ سیاه می کنم. توی سایت برای اولین بار جای نشستن به حد کافی وجود داره!!! ( قابل توجه دوستان اهل چت )

ولی چقدر توی این روزهای خالی  دل آدم می گیره...دوستات رو نمی بینی تا باهم بگین و بخندین ... چایی بخورین و پشت سر استادا غیبت کنین ....

دوران دانشجویی هم دوران قشنگیه ها...

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 10:16 قبل از ظهر  توسط يك دپرسه زن... |