![]() |
![]() |
|
| پرسه های یک ولگرد... |
|
تا حالا شده یه روز تمام درها براتون بسته بشه؟
تا حالا شده مستاصل بشید و کارتون قفل قفل بشه؟ امروز من یه جورایی گیر گیرم. واقعاْ داره اشکم در میاد. ولی چیکار میشه کرد؟ جز اینکه صبر کنی و اونقدر به مخت فشار بیاری تا اینکه بالاخره یه در بروت باز بشه. پول واقعاْ چیز مزخرفیه. به خصوص وقتی کلی کار کردی و به پولش احتیاج داری اما هی بهت میگن امروز برو و فردا بیا!!! دلت میخواد بزنی توی گوششون ولی... خب... مخم داغ کرده دارم چرند میگم... اصلاْ یه توری میشه دیگه... ولش کن... |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 12:57 بعد از ظهر توسط يك دپرسه زن... |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
خوبا اغلب خودشون خودشون رو میکشن/ تا خلاص شن/اونائی ام که می مونن/ اصلا درست نمی فهمن/ چرا همه/ می خوان/ از دستشون/ خلاص شن.
( چارلز بوکوفسکی) |
| پیوندها |
|
دکتر فکوهی فواد خاكنژاد احمد طالبي مجتبی بیات دکتر عباس کاظمی زهرا مينايي هادي دوست محمدي كورش عموئي قورقور ساجده زارع پور سلمان سعادت طلب سودابه |
|
RSS
|